بستن پنجره

لغات تخصصی تجارت و بازرگانی – واژگان زبان انگلیسی تخصصی تجاری با معنی فارسی

لغات تخصصی تجارت

لغات تخصصی تجارت و بازرگانی – واژگان زبان انگلیسی تخصصی تجاری با معنی فارسی

در این پست قصد داریم شما را با چند مورد از لغات تخصصی تجارت و بازرگانی آشنا کنیم.

جهت یادگیری تلفظ کلمات فایل صوتی که در زیر هر لغت قرار گرفته را نیز حتما استفاده کنید.

 

Transact
معنی: داد و ستد کردن، معامله کردن، انجام دادن،به انجام رساندن

مثال:
this company transacts most of its businesses by computer
این شرکت بیشتر معاملات خود را با کامپیوتر انجام می‌دهد

 

Clientele
معنی: ارباب رجوع، مشتریان، پیروان، موکلین، کاردهان،مراجعین (clientage هم می‌گویند)
One of our company’s clientele …
یکی از کارآوران (مشتریان) شرکت ما …

 

Sell-off

معنی: (بازار سهام) تنزل قیمت‌ها (به خاطر فزونی عرضه بر تقاضا)

 

Enterprise
معنی: کسب و کار، موسسه اقتصادی، قدرت اقدام، دست یازیدن به کارى، اقدام به اجراى قوانین کردن، موسسه یا بنگاه اقتصادى، تعهد، تجارتخانه، شرکت، موسسه، بنگاه اقتصادى، عمل تهورامیز، امرخطیر، اقدام مهم، (مانند تاسیس کارخانه و غیره)، سرمایه گذارى، تشکیلات اقتصادى، مبادرت بکارى کردن، اقدام کردن

● (کار یا طرح یا تقبل مشکل یا پرمخاطره) سیجکاری،اقدام،عمل،کار،کاسبی (و به مخاطره اندازی سرمایه)

مثال:

Battles and important enterprises in which my grandfather took part
نبردهای مهم و عملیات جسورانه‌ای که پدربزرگم در آن شرکت داشت
Agricuiture is the principal enterprise among these people
کشاورزی فعالیت عمده‌ی این مردم است.
His new enterprise is a restaurant on Shemiran Avenue
کسب و کار جدید او رستورانی در خیابان شمیران است.

● شرکت،بنگاه،موسسه‌ی بازرگانی
An old enterprise specializing in banking activities
یک شرکت قدیمی که تخصص آن در امور بانکی است

● همت،مخاطره پذیری،عرضه،پشتکار
They complained about his lack of enterprise
از بی‌عرضگی او شکایت می‌کردند.
A man of unusual insight and enterprise
مردی دارای بینش و همت فوق‌العاده
* Free enterprise
کسب و کار آزاد (سرمایه گذاری و رقابت بازرگانی و مخاطره پذیری با حداقل دخالت دولت)

 

Mercantile
معنی: تجارى، تجارتى، بازرگانى، وابسته به بازارگرایی،بازارگرایانه

مثال:
* The mercantile system
نظام سوداگرای
* Mercantile agency
موسسه‌ی اطلاعات بازرگانی،نمایندگی تجاری
* Mercantile law
قانون تجارت

 

Recruit
معنی: نوآموز استخدام کردن، نیروی تازه گرفتن، کارمند تازه، استخدام سرباز یا دانش اموز جدید، استخدام کردن کارمند تازه، نیروى تازه گرفتن

مثال:

The party is trying to recruit new members
حزب سعی می‌کند اعضای جدیدی را جلب کند.
The Red Cross is recruiting volunteers to help the refugees
صلیب سرخ دارد برای کمک به آوارگان داوطلب می‌گیرد.
We recruited several new teacher
چندین معلم جدید استخدام کردیم.

 

Merchandise
معنی: متاع، کالا، مال التجاره، تجارت کردن، جنس، کالاى تجارتى

لغات تخصصی تجارت لغات تخصصی تجارت لغات تخصصی تجارت لغات تخصصی تجارت لغات تخصصی تجارت

 

نظر شما درباره این مطلب چیست؟
  • عالی (4)
  • خسته کننده (2)
  • بی فایده (0)
  • مفید (0)
  • جالب (0)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: شما اجازه کپی برداری از مطالب این سایت را ندارید